فنجان قهوه

مردی به استخدام یک شركت بزرگ چندملیتی درآمد.
در اولین روز كار خود، با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد:
«یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»
صدایی از آن طرف پاسخ داد:
«شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی با كی داری حرف می ‌زنی؟»
كارمند تازه وارد گفت: «نه»
صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت:
«و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره؟»
مدیر اجرایی گفت: «نه»
كارمند تازه وارد گفت: «خوبه»
و سریع گوشی رو گذاشت ..!

یادش بخیر

یادش بخیر ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻫﺮﮐﯽ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﺍﺩ

ﻒ ﺩﺳﺘﻤﻮﻧﻮ ﻧﺸﻮﻧﺶ ﻣﯿﺪﺍﺩﯾﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘﯿﻢ ﺁﯾﻨﻪ ﺁﯾﻨﻪ

ﺣﺎﻻ ﺍﮔﻪ ﺟﺮﺍﺕ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﻓﺤﺶ ﺑﺪﻩ

گل فروشی

رفتم گل فروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟

یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه!!

به جون خودم من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !

پراید

درسته پراید کولرش خوب نیست...

ولی وُژدانن بخاریش خوب خنک می کنه !

مرد باش

دلم

دلم پُــــــــــر است ؛


پُــــــــــرِ پُــــــــــرِ پُــــــــــر!!!!


آنقـــْــدر که گاهی اضافه اش، از چشمانم


می چـــــکد


آغـــوش

گــاهــــي نيــاز داري

بــه يــه آغـــوش بـــي مـــنت

كــه تــو رو فقــط و فقط واســه خــودت بخــواد

...كه وقتي تو اوج تنهايي هستي

با چشــماش بهــت بگـــه

هستــم تــا تــه تهـــش.

ترس

جرات داری کلیک کن

بیخیال

همه نیمکت های پارک دونفره اند...بیخیال

روی چمن

مینشینم!!

فقط یک نفر باشد

تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدنت را عریان مکن

هرگز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمیفهمد گریان مکن

قلبت را خالی نگه دار و اگر روزی خواستی کسی را در قلبت جای

دهی سعی کن فقط یک نفر باشد...

گرانی

گرانی

کدوم وضعیت؟؟؟؟؟


این پست بنظرم جالب اومد منتظرم جوابای شما رو بدونم

بيايد ازهمين حالا قدر پدرو مادرامونو بدونيم...

تو 10 سالگي : " مامان ، بابا عاشقتونم"

تو 15 سالگي : " ولم کنين "

تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم"

تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون"

تو 30 سالگي : " حق با شما بود"

تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم "

تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"

تو  هفتاد سالگي : " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...!

بيايد ازهمين حالا قدر پدرو مادرامونو بدونيم...

 

حسرت

یک پرستار استرالیایی بزرگترین حسرتهای آدمهای در حال مرگ را جمع

کرده و 5 حسرت را که بین بیشتر آدمها مشترک بوده منتشر کرده است

برین ادامه مطلب......

ادامه نوشته

جوک زنان

جوک زنان

تو ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ، ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ
ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﮕﻦ ﺍﮔﻪ ﺯﻧﻪ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺑﭽﺶ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻣﯽ
ﺷﻪ.
ﻣﺎﻣﺎﻧﻪ ﻣﻨﻢ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﺳﻤﺘﻪ ﻣﻦ، ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ،
ﮔﻔﺖ : ﮐﻮ ؟؟؟ ﺍﯾﻨﺎﻫﺎ، ﻣﻦ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﭼﯽ
ﺷﺪﺩﺩﺩﺩﺩ ؟؟؟؟؟ |:
ﻣﻦ |:
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ -_-
ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ O:
ﻋﮑﺴﻢ ﺣﯿﻦ ﺳﻮﻧﻮﮔﺮﺍﻓﯽ ﻭﺧﺘﯽ ﺟﻨﯿﻦ ﺑﻮﺩﻡ

یک زن و شوهر لخت در پارک ملت تهران

اینم عکس باور نکردنی از یک زن و شوهر لخت در پارک ملت تهران

 

 

عکس جنجالی زن و شوهر  بی حجاب-طنز

جدیدترین عکس های بامزه

گاهی اوقات برای افراد اتفاقاتی می افتد که ممکن است خنده دار به نظر برسد و عکاسان باهوش و خلاق از چنین صحنه هایی عکس برداری می کنند که می توانید بعضی از این تصاویر طنز و دیدنی را در این پست مشاهده کنید و لذت ببرید .

جدیدترین عکس های بامزه

جدیدترین عکس های بامزه

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

داشتم  داخل اینترنت میگشتم یه مطلبی رو دیدم یه پسر دانشجو نوشته بود....

داشتم  داخل اینترنت میگشتم یه مطلبی رو دیدم یه پسر دانشجو نوشته بود....

وقتی که در دانشگاه قبول شدم  دچار یک حالات خاصی شدم

نمیدونم چه طوری بگم ؟!! 

ذهنم هر وقت که بیکار و بدون دغدغه می شه سراغ فساد و ... می ره ..

حالا پس از 2 سال تازه می فهمم از کجا آب می خوره!!

من ساکن تهرانم و دانشگاهم در  قزوین است  برای همین مجبورم هر روز با اتوبوس های تهران - قزوین سفر کنم اما چشمتون روز بد نبینه اوضاع این اتوبوسها از نظر فرهنگی بسیار افتضاح است در این حد برای شما بگویم که تقریبا در هر بار که سوار این اتویوسهای قزوین می شوم  حداقل 2 الی 3 مورد روابط دوست دختر و .. می بینم که شامل بازی کردن و شوخی کردن و  رعایت نکردن محرم و نامحرم و بغل کردن هم و ... می شود 

همیشه هم شاهد چند مورد کشف حجاب حالا به هر بهانه ای

بعضی به بهانه ی اینکه گلسرشونو یا کش موشونو درست کنند  روسریشونو در میارن و...

بعضی هم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده به کار خودشون ادامه می دهن

 

منظورم از بیان این اوضاع نا مناسب اتوبوسهای قزوین این بود که من هرچقدر سعی می کنم گناه نکنم نمی شود حتی ان نگاه ناخوداگاه و اتفاقی هم همان اثر مخرب را روی من گذاشته ...

ذهن من دائما مشغول این چیزهاست و ارامش روانی من از دست رفته 

از طرفی دوست دارم ازدواج کنم ولی شرایط فراهم نیست از طرفی هم این همه فشار روحی وجسمی روی من است .

بعضی روز ها اصلا نمی تونم سر کلاس برم برای اینکه ذهنم رو این دخترها به خودشون مشغول کردن خدا لعنتشون کنه که باعث این اتفاق می شن.

 

***شما دختر هایی که اینجوری هستین چی فکر کردین؟فکر کردین ؟ فکر کردین خدا خیرتون میده؟نه بابا فقط داری هیزم میکنی زیر اتیش واسه اخرتت.یه کم  مراعات کنید دلتون برا خودتون نمیسوزه ....یه کم برای پسرای مردم بسوزه که دارین جامعه رو به کثافت میکشین....

خدایا تو خودت شاهد باش البته تقصیر پسرا هم هستا ولی اگه دختر سالم باشه  پسر جرات نداره کاری کنه....

یه جمله از یه کتاب دیدم بنویسم شما هم بخونید

صاحبان گنج و گوهر جواهرات خود را در معرض دست و دید رهگزران نمیگذارند تا جلوه کند و سارق به هوس اندازد

کاش بانوان قدر و قیمت خود را بدانند  بعضی ها چه راحت خود را به دام میاندازند و با پای خود به قربانگاه میروند....

 

 زن هر انداه متین تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد به احترامش افزوده میشود

تنها

تنها بودن قدرت می خواهد ،

و این قدرت را کسی به من داد ،

که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم

بخندیم

هر وقت در این یخچال لامصب رو باز میکنم خالیه ها

حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک جا بدیم  

باید یک ساعت  پازل حل کنیم  با محتویات تا بتونیم جاش بدیم 

*************************

به بابام میگم بهترین پسر دنیا رو داشتن چه حسیه ؟

 میگه نمیدونم برو از بابا بزرگت بپرس!!!

من !

بابام!

جدم !

یعنی تا حالا چنین جواب دندون شکنی نگرفته بودم :)

نسل ایرانی منقرض شد

بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی درسراسر اماکن خصوصی وعمومی کشور ؛

به بررسی روند رشد و نمو یک کودک(پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :

اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در

حال برگشت از مهد کودک است.

1) در مسیر برگشت از مهد کودک :

لضا لضا (همان رضا ) من مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !

رضا : مامان چیه ؟!

 

2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه

راننده رو به بچه های داخل سرویس :

همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!

جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟

 

3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی

رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.!!

جواد : چی ؟

رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم

جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !

 

4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا

رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا

جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.

صداش خیلی عجیب غریب بود.

یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!

رضا : تو چی گفتی ؟

جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد ! 

 

5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه

جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!

رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟

 

6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری

جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!

 

7 ) چند ماه بعد ، شب ازدواج

جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!

خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!

 

8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت

جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟

خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟

 

9) خیلی سال بعد

نسل ایرانی منقرض شد

تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن

تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن
گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگلم... بوس بوس بوس


گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

 

بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد


پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه

مقایسه دختر و پسر ها در استفاده از عابر بانک

 آقا پسر ها :

1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

2- کارت رو داخل دستگاه میذارن.

3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.

4- پول و کارت رو میگیرن و میرن.

 

دختر خانم ها :

1- با ماشین میرن دم بانک.

2- به خودشون عطر میزنن.

3- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.

4- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.

5- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.

6- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.

7- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.

8- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.

9- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.

10- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.

11- کارت رو وارد دستگاه میکنن.

12- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.

13- کد رمز رو وارد میکنن.

14- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.

15- کنسل میکنن.

16- دوباره کد رمز رو میزنن.

17- کنسل میکنن.

18- مبلغ درخواستی رو میزنن.

19- دستگاه ارور (خطا) میده.

20- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.

21- دستگاه ارور (خطا) میده.

22- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

23- پول رو میگیرن.

24- برمیگردن به ماشین.

25- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.

26- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.

27- استارت میزنن.

28- پنجاه متر میرن جلو.

29- ماشین رو نگه میدارن.

30- دوباره برمیگردن جلوی بانک.

31- از ماشین پیاده میشن.

32- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذاره برای آدم)

33- سوار ماشین میشن.

34- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

35- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.

36- میندازن توی خیابون اشتباه.

37- برمیگردن.

38- میندازن توی خیابون درست.

39- پنج کیلومتر میرن جلو.

40- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)

یه دختر خوب چه دختریه؟

یه دختر خوب چه دختریه؟

 -برای کمک به خرج خانه کمتر پای تلفن می شینه

-وقتی براش چشمک میزنن فکر نمیکنه خیلی خوشگله

-با دوستایی که مشکوک به پسر بازی هستند معاشرت نمی کند

-هر مراسمی را با مراسم خواستگاری اشتباه نمیگیره و ۱۰ساعت به تیپش نمیرسه

-بادیدن یه پسر کارگر دست وپاش رو گم نمیکنه تا بیافته

-سنش رو دقیق میگه

-هر روز عمرشو جلو اینه هدر نمیده (بابا همین طوری خوشگلی)

-کمتر پشت در اتاق داداش بزرگش استراق سمع میکنه

-کمتر گوشت برادرش رو می خوره(بابا گشنه بازی در نیار)

-کمتر روی صورتش نقاشی میکنه


موش

بند 1- روش کاملا دانشجویی : پس از هماهنگی با هم اتاقی‏هایتان با کشیدن یک جیغ بلند ، دسته جمعی در را بازکرده از اتاق خارج شوید و دیگر هرگز به آن اتاق بازنگردید

بند 2- روش سرخپوستی : مقداری وسایل قابل اشتعال وسط اتاق جمع کرده ، آتش بزنید تا موش با دود آن خفه شود . سپس موارد بند (1) را انجام دهید .

بند 3- روش معرفتی : به موش بگویید در صورت عدم خروج وی خودکشی خواهید کرد . اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهدشد . در غیر این صورت موارد بند (1) را انجام دهید .

بند 4- روش تعارفی : به موش تعارف کنید که امشب را پیش شما بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما رانمی‏پذیرد . دزصورتیکه تعارف را پذیرفت بند (1) را اجرا کنید .

بند 5- روش قبیله گامبالا : تعدادی سلاح سرد تهیه کرده و به موش اعلان جنگ کنید . در صورتیکه موش نامبرده حرفه‏ای بوده و این حرف را جدی نگرفت بند (1) را انجام دهید .

بند 6- روش دموکراتیک : پس از شرح فواید گفتمان برای موش ، از او خواهش کنید اتاق را ترک کند . اگر موش قبول نکرد بند (1) را انجام دهید .

بند 7- روش نه چندان دانشجویی : یکی از گربه ‏هایی که درکوچه دنبال غذا می‏گردند را برای شام به منزل خوددعوت کنید . در صورت موفقیت گربه در خوردن موش ، از او بخواهید از اتاق خارج شود . در صورت عدم موافقت گربهبدنبال راهی برای خارج کردن گربه باشید ( مطلب نحوه خروج گربه به زودی منتشر می‏گردد )

بند 8- روش کمپینگ : در میان دوستانتان هر کدام که خانه ‏شان بهتر است را انتخاب کرده و به صورت دسته جمعی آخر ترم به خانه آنها بروید . در صورتیکه در خانه آنها هم موش مشاهده شد به بند (1) مراجعه کنید .

بند 9- روش روانشناسی : به کارهای روزانه خود پرداخته و به موش بی ‏محلی کنید . او احتمالا ناراحت شده و خارج خواهد شد. در صورتیکه این هم جواب نداد راهی جز مراجعه به بند (10) برای شما باقی نمانده است .

بند 10- روش فاشیستی : مقداری از غذای  سلف دانشگاه را در مسیر او قرار دهید تا از آن بخورد . این روش احتمالاخطا ندارد . موش حتما خواهد مرد و اصلا نیازی به مراجعه به بند (1) ندارید .

پسرا برای به چشم امدن چه کار کنند جز اینکه.......

۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید

 بعد از جواب دادن جلوی چشماش از  یکی دیگه بپرسید

۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود

قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید  رو بوق

۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم

با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ایشا... صد سال عمر کنی

بعهد  خردسالی  ناز پرور

ترا گهواره جنبان بود مادر

زده تا بیست اغاز جوانی است

اساس   استوار     زندگانیست

سنین عمر چون بگذشت از بیست

نشاید مرترا چون  کودکان زیست

چراغ سی گهی افروخته باشی

که از دانش بسی اموخته باشی

بهار عمر باشد تا چهل سال

مبادا بی خبرباشی زاحوال

شمار عمر چون اید به پنجاه

ترا فرزانگان تابند چون ماه

بحر شصت چون اید شمارت

ببالد    نوجوانی  در  کنارت

رسد چون نوبت عمرت بهفتاد

رود شور جوانی پاک  بر باد

بهشتادت بود اغاز سستی

زمان ستی و   ناتندرستی

نود  باشی  یکی   افتاده  پیر

که اموزند از تو رای و تدبیر

پس از صد گاه رفتن پیش اید

سفر را  مرد  دوراندیش  باید

خراسان

خوشحالم از اینکه دوباره جز استان خراسان جنوبی شدیم

هم لهجمون و هم اصالتمونو حفظ میکنیم